خرید بک لینک
کل نفس ذائقه الموت- میت اگر اقاس باید با سر در پایین قبر قرار داده بشود تا با سر وارد قبر بکنند، اگر زن باشد باید در کنار قبر قرار داده شود و به پهلو وارد قبر بکنند.- مستحب است دو چوب تر در زیر بغل میت قرار بدهند تا وقتی که ان چوب هاتر هستند عذاب به ان قبر وارد نمی شود.- مستحب است کسی که میت رو وارد قبر میکند ، سربرهنه و پا برهنه باشد.- وقتی تلقین میت را می خوانند با دست راست روی شونه راست و با دست چپ روی شانه چپ چنان تکان بدهد که کاملا تکان بخورد.- اذا اتٰاکَ الْمَلَکٰانِ الْمُقَرَّبٰانِ رَسُولَینِ مِنْ عِندِ اللهِ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالَی وَ سَأَلاکَ عَنْ رَبِّکَ وَ عَنْ نَبِیکَ وَ عَنْ دِینکَ وَ عَنْ کِتابِکَ وَ عَنْ قِبْلَتِکَ وَ عَنْ ائِمَّتِکَ فَلا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ...- مستحب است از پایین قبر بیرون بیایید.- خاک را غیر خویشان، با پشت دست بریزید و بگویید انالله و اناالیه الراجعون.- روی قبر اب بریزید و دستان را در خاک فرو کنید و هفت اناانزلناه بخوانید.پ ن : از چیز هایی که سفارش شده و مستحبات است تهیه کفن قبل از مرگ است. برخی در حیات خود کفن به تن میکردند و تلقین میخوانند و این نفس سرکش تنبه می دادن.اسمع افهم یا فلان بن فلان ...خدا ما رو رحمت کنه . نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۱ساعت توسط هیچی|

برچسب: نویسنده: النا کاظمی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 17:42

روزی امیرالمومنین علیه السلام در تشییع جنازه ایی صدای خنده ی کسی رو میشنوند...وَ تَبِعَ جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلًا يَضْحَكُ، فَقَالَ: كَأَنَّ الْمَوْتَ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا كُتِبَ، وَ كَأَنَّ الْحَقَّ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا وَجَبَ، وَ كَأَنَّ الَّذِي نَرَى مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِيلٍ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ، نُبَوِّئُهُمْ أَجْدَاثَهُمْ وَ نَأْكُلُ تُرَاثَهُمْ كَأَنَّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ، ثُمَّ قَدْ نَسِينَا كُلَّ وَاعِظٍ وَ وَاعِظَةٍ وَ رُمِينَا بِكُلِّ فَادِحٍ وَ جَائِحَةٍ.ترجمه مضموناگويا مردن در دنيا بر غير ما نوشته شده، و گويا حقّ (مرگ) در دنيا بر غير ما لازم گشته، و گويا مرده هايى كه مى بينيم (هر روز مى روند) مسافرينى هستند كه بزودى بسوى ما برميگردند ايشان را در قبرهاشان مى گذاريم، و داراييشان را مى خوريم، مانند آنكه ما پس از آنها جاويد خواهيم ماند كه پند دهنده ها (زن و مرد از مردگان) را فراموش كرديم، در حالى كه هدف حوادث سنگين و آفات نابود كننده قرار گرفتيم.حکمت ۱۲۲ نهج البلاغهپ ن: أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا خدایا من رو از غافلان قرار نده. نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۱ساعت توسط هیچی|

برچسب: نویسنده: النا کاظمی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 17:42

يه مطلبي لازم ديدم در مورد ارامش بدم.ارامش دو نوع داريم ، ١)ارامش حقيقي، ٢)ارامش اعتبارياول دومي رو توضيح ميدم: ارامش اعتباري، ارامشي كه به اعتبار اشخاص براي انسان ايجاد ميشود. مثل ارامش بودن نزد پدر و مادر ، ارامش در كنار همسر و ارامش در كنار برخي دوستان.اين ارامش اعتباري رو انسان ها دوست دارند و بهش دل ميبندند و وقتي مثلا مفقود ميشه ان شخص از زندگيشون، بسته به ميزان اون حس ارامشي كه بهش منتقل ميشده از طريق اون شخص، فقدانش رو طرف حس ميكنه و باعث بعضا سكته و افسردگي و غيره ميشه.اين ارامش رو ميشه نفس هم بهش افزود يعني يكي از ابزار هاي شيطان براي فريب مومنين هست، مثلا دو نفري كه قبل ازدواج حس ارامش بهم منتقل مي كنند ولي بعد از عقد ديگه اون ارامش رو حس نميكنن، اين نشون ميده اون ارامش اعتباريِ مجازي بوده، نه اعتباري حقيقي. و تشخيص اين هم خيلي سخته .در واقع شايد خداوند اين ارامش رو قرار داده تا مقدمه ايي شود براي ارامش حقيقي، و مردم اكثرا دنبال اين ارامش هستندچون بدون زحمت و يا با زحمت ناچيز نصيبشون ميشه. اما ارامش حقيقي اون ارامشي است كه بستگي به اشخاص نداره و تو اون رو كسب كردي، روش كسبشم به وفور در روايات و قران موجود هست، يك سكون و ارامش كه در نفس ايجاد ميشه و اين ارامش انقدر غلبه پيدا ميكنه به نفس انسان، كه فقدان اون اشخاص اعتباري كه ارامش اعتباري هم اورده بودند، اسيبي به سكون و ارامش شخص وارد نميكنه،يعني محزون ميشه ولي حزن همراه باارامش نه بي تابي.اين زندگي چند روزمون تو اين دنياي عجيب و اين افرينش عجيب غريب ، روش داره ، راه داره و اگر انتخابت غلط باشه ، فقط خودت اسيب ميبيني، مثل اينكه بگي من چشمام رو مي بندم و مي پرم تو دره بدون چتر نجات، تهش تو از بين ميري !اگر بگين م

برچسب: نویسنده: النا کاظمی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:54

به مناسبت ماه رجبما کارهایی رو میکنیم که دوست داریم، این دوست داشتنمون از کجا نشأت میگیره؟یعنی چی یه چی رو دوست داریم و چیز دیگر رو دوست نداریم؟این تغییرات و دید و نگاه چطور برای شخصی ظاهر میشه ؟محیط؟ فرهنگ؟ عقیده؟ دوستان؟ کدومه که نگاهمون رو میسازه؟میدونید که این نگاه تمام انتخابات ما تو زندگی رو تحت تاثیر قرار میده. چی بپوشیم، چی سوار بشیم، کجا و چه سبکی زندگی کنیم،با کی دوست بشیم، کی رو به عنوان شریک زندگی انتخاب کنیم، بچه هامون رو چطوری تربیت کنیم ووو...دوست داشتن مهم ترین نگاه انسان به اطرافش و اعمالش هست.حالا چی درسته و کی ؟در واقع رفتار انسان میتونه تو دو قسمت قرار بگیره و ازش لذت ببره :یک نگاه، من دوست دارم و نگاه دیگه، اونی که من دوست دارم،دوست داره.که انسان در سنین کودکی و نوجوانی بیشتر از نگاه اول لذت میبره و در سنین جوانی و بزرگسالی از نگاه دوم.(البته اگر خود خواه ها رو جدا کنیم یعنی کسانی که همیشه خود محور هستند.البته خود خواهی صفتی که همه دارن و ما بهش میگیم حب نفس یا حب ذات . اما این حب با دوست داشتن چیز دیگه، کاملا از بین میره تا جایی که طرف حاضره بمیره و از بین بره ولی اونی که دوست داره بمونه!!! مثل محبت مادر به فرزند، مثل شهدای کربلا)خب فک کنم یکم نه خیلی ترسناکه...نمیدونم اصلا چرا اینطوری هستیم یعنی نمیدونیم خواستگاه دوست داشتنامون به طور ریشه ایی چیه که محور هم قرار میگیره و ممکنه کلی اختلاف ایجاد کنه ... اصلا چرا اونی که ابی رو دوست داره قرمز رو دوست نداره و بالعکس؟!وقتی یکی یا چیزی رو انتخاب می کنین برای دوست داشتن، باید سعی کنین نگاه کنید که ارزشش رو داره یا نداره؟!.... اصلا ارزش چیه ؟!!!ذهن مشوش...پ نوشت: التماس دعا در ماه مبارک رجب شعبان و رمضان نوشته

برچسب: نویسنده: النا کاظمی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:54

صفحه بندی